سینمای ایران

نامه ی فدایت شوم به استاد

img_6385

هرکسی در ستایش هنر تعریف منحصر به فرد خود را دارد که بالاترین درجه ی هنر هم از مختصات نگاه هر شخص دیده میشود.
ولی بعضی از آثار ، خود به خود دارای چنان درون مایه غنی هستند که همه ی مخاطبان متفق القول از آن ها یاد می کنند.آثاری که فقط برای دوره ی زمانی تولید اثر نمی باشند و همیشه تازه هستند.
صدای استاد شجریان و تصنیف های ایشان ، تار استاد لطفی ، کلیدر استاد دولت ابادی ، کلاس درس کیارستمی از این قبیل می باشند.
این افراد ، افرادی هستند که آثارشان به زندگی ما گره میخورد ، شادی ها و غم ها ، عشق و…آنها در زندگی ما نقش پر رنگی ایفا میکنند.درک می شوند.همزبان ما در سال های پس از تولید اثر میشوند.مثل همین باشو غریبه ی کوچک ضد جنگ . باشوی که نکبتی و سیاهی جنگ را نشانمان میدهد و بدون اینکه ذره ای از بالا نگاه کند مزیت صلح را با گوشت و پوست و استخونامون گره میزند. امروز در روز تولد استاد بیشتر جای خالیش در فعالیت های هنری سرزمینم دیده می شود،او خسته از بالا پایین کردن ساختمان ارشاد دلش هم شکسته بود ، چاره ای نداشت و رفت .اما کاش روزی مثل یکی از روزهای ماه گذشته همچون استاد ناصر تقوایی در آیین تجلیل از او رو در رو از حسرت نداشتنش در این سال ها بگوییم و خنده های دلنشینش توسط دوربین های خبرنگاران سرزمین خودمان ثبت شود.کاش همه ی ما برایش نامه ی فدایت شم بنویسیم شاید برگردد.کاش مسئولین برای اون نامه فدایت شم بنویسند که شاید برگردد.کاش بیضاییِ عزیز جانمان امتیازی شود توسط سیاسیون که برای ماندنِ در قدرت برایمان کادو پیچ و با احترام به ایران بیاورند.

پنجم دی ماه هزار و سیصد و نود پنج
تولدت مبارک استاد

درباره نویسنده

علیرضا قاضی

نظر بدهید