سینمای جهان

بدنامی‌های اسکار: شاهکارهایی که از جایزه محروم ماندند

اسکار

تمام جهان چشم به اسکار دارند و آن را مهم‌ترین جایزه عالم سینما می‌دانند، اما کم نیستند منتقدانی که “آکادمی هنرها و علوم سینمایی” را نهادی بی‌صلاحیت می‌دانند که بیشتر به جنبه‌های سرگرم‌کننده سینما توجه دارد.

Oscar-Verleihung 2014

موفقیت تجارتی و جذابیت‌های تکنیکی و مردم‌پسند برای اسکار معیارهای اصلی هستند، به همین دلیل بسیاری از منتقدان و فیلم‌شناسان برای جایزه اسکار اهمیت زیادی قائل نیستند.

باید به خاطر داشت که رویکرد آکادمی اسکار در دهه‌های اخیر تحول پیدا کرده و به سلیقه منتقدان و فیلم‌شناسان نزدیک شده است. این تحول از اوایل دهه ۱۹۷۰ و تا حدی تحت تأثیر جنبش اعتراضات مدنی در آمریکا شروع شد.

فیلم‌های “نیش” (۱۹۷۳) به کارگردانی جورج روی هیل، “پدرخوانده ۱ و ۲” به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا، آنی هال (۱۹۷۷) به کارگردانی وودی آلن، گاندی (۱۹۸۲) به کارگردانی ریچارد آتن‌بورو، فیلم‌های برجسته‌ای بودند که به حق صاحب اسکار شدند.

اما تا پیش از آن اسکار بیشتر به فیلم‌هایی تعلق می‌گرفت که جز جذابیت “مردمی” چیزی نداشتند. مهمترین نمونه آشنا فیلم “بربادرفته” است، فیلمی که در سال ۱۹۴۰ بیشتر جوایز اسکار را درو کرد، اما امروزه بیشتر منتقدان آن را ملودرامی بی‌سروته می‌دانند. در همان سال موزیکال بسیار زیبای “جادوگر شهر اُز” نامزد بود اما اسکار آن را ندیده گرفت.

یا ملودرام “عشقی سیاسی” معروف “کازابلانکا” با بازی همفری بوگارت و اینگرید برگمن، که مهمترین جوایز اسکار را در سال ۱۹۴۳ از آن خود کرد، امروز اثری جذاب اما فاقد ارزش‌های هنری شناخته می‌شود. فیلم بهتر همان سال فیلم جنایی “سایه یک تردید” بود به کارگردانی آلفرد هیچکاک و بازی فوق‌العاده جوزف کاتن.


اسکار به ویژه در دوره‌های اول حاصل توافق کمپانی‌های بزرگ هالیوود بود

باید تأکید کرد که جایزه اسکار به سینمای امریکا و اقلیم هالیوود تعلق دارد. این جایزه از سال ۱۹۲۷ پایه‌گذاری شد، اما تنها بیست سال بعد یعنی ۱۹۴۷ بود که به آثار غیرامریکایی هم تعلق گرفت، آن هم تنها در حد یک جایزه. و این را هم باید به یاد آورد که “هنر هفتم” در اروپا (فرانسه) زاده شد و به نظر فیلم‌شناسان و مؤرخان سینما، شالوده‌های زبان فیلم نیز در اروپا قوام گرفت و بعد به امریکا انتقال پیدا کرد.

غفلت‌های بزرگ اسکار

در میان فیلم‌های کلاسیک هالیوود که امروزه برای سینمادوستان اهمیت زیادی دارند، آثاری هست که در زمان خود با استقبال زیادی روبرو نشدند و در نتیجه توجه “آکادمی اسکار” را هم جلب نکردند. برخی از این فیلم‌ها:

در سال ۱۹۳۱ فیلم بی‌ارزشی به نام “سیمارون” بهترین فیلم سال شناخته شد. رقیب اصلی آن “روشنایی‌های شهر” بود، فیلم نبوغ‌آمیز چارلی چاپلین که به اسکار نرسید.

فیلم “سوپ اردک” (۱۹۳۳) احتمالا بهترین فیلم “برادران مارکس” است که ظرافت‌های طنزآمیز و نکته‌سنجی‌های سیاسی آن تا امروز تکان‌دهنده است. این فیلم توجه آکادمی اسکار را جلب نکرد.

عصر جدید شاهکار چارلی چاپلین

عصر جدید شاهکار چارلی چاپلین

فیلم “عصر جدید” (۱۹۳۶) ساخته هوشمندانه چارلی چاپلین، که ناقوس مرگ قطعی سینمای صامت را به صدا در آورد، از مهمترین آثار نابغه سینماست که از اسکار بی‌نصیب ماند. در همان سال آکادمی اسکار جایزه بزرگ خود را به فیلم موزیکال “زیگفلد بزرگ” داد که فیلم بی‌ارزشی بود.

فیلم “جویندگان” (۱۹۵۶) اثر جان فورد و یکی از بهترین وسترن‌های تاریخ سینما برای اسکار حتی نامزد نشد. در همان دوره اسکار بهترین فیلم به “دور دنیا در ۸۰ روز” اعطا شد، که از نظر هنری هیچ ارزشی ندارد.

در سال بعد یعنی ۱۹۵۷ فیلم “پل رودخانه کوای” ساخته دیوید لین، کارگردان نامی سینمای بریتانیا، بهترین فیلم سال شناخته شد، که فیلم خوبی بود اما نه به خوبی فیلم دیگر همان سال یعنی “راه‌های افتخار”، فیلمی درخشان به کارگردانی استنلی کوبریک که دست خالی از اسکار رفت.

چند فیلم کلاسیک دیگر هم از نگاه اسکار پنهان ماندند: “زندگی معرکه‌ایست” (۱۹۴۶) به کارگردانی فرانک کاپرا، “شاهین مالت” (۱۹۴۱) به کارگردانی جان هیوستون با بازی درخشان همفری بوگارت، “پنجره رو به حیاط” (۱۹۵۴) که بسیاری آن را بهترین فیلم آلفرد هیچکاک می‌دانند، فیلم “شورش بی‌دلیل” (۱۹۵۵) به کارگردانی نیکلاس ری و با بازی درخشان جیمز دین، ورتیگو یا “سرگیجه” (۱۹۵۸) که در چند نظرخواهی “بهترین فیلم تاریخ سینما” خوانده شده، “ایزی رایدر” (۱۹۶۹) فیلم افسانه‌ای پیتر فاندا و دنیس هاپر، “راننده تاکسی” (۱۹۷۶) یکی از بهترین فیلم‌های مارتین سکورسیزی.

آلفرد هیچکاک، از استادان مسلم سینما، مهمترین کارگردانی است که آشکارا از جانب اسکار مورد بی‌مهری قرار گرفت. او ۵ بار برای اسکار نامزد شد، اما هرگز آن را دریافت نکرد. هالیوود برای جبران این غفلت سرانجام در سال ۱۹۶۵ به او یک اسکار افتخاری داد.

سینماگران مهمی مانند اورسن ولز، استنلی کوبریک، رابرت آلتمن و سپایک لین نیز تنها با “ارفاق” اسکارهای افتخاری دریافت کردند.

مارتین اسکورسیزی ۷ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد که اولین مرتبه در سال ۱۹۸۰ بود. او سرانجام در سال ۲۰۰۷ برای فیلم “رفتگان” جایزه آکادمی را دریافت کرد.

اسکار به خیلی از بازیگران زبردست و پراهمیت هم جفا کرده است:
ادوارد جی رابینسون و پتر لور، دو بازیگر درخشان بودند که به ویژه در نقش‌های منفی سری فیلم‌های معروف به “فیلم نوار” هنرنمای کردند. آنها از اسکار بهره‌ای نبردند. هنرمندانی مانند جان باریمور و جوزف کاتن یا ستارگانی مانند میرنا لوی و مریلین مونرو نیز اسکار نگرفتند.

در عوض هنرپیشه‌هایی اسکار را در دستان خود فشردند که ذوق و استعداد زیادی نداشتند. یکی از معروف‌ترین موارد این قضیه در سال ۱۹۹۳ پیش آمد که ماریسا تامی بود که برای ایفای نقشی در فیلم “دختر خاله‌ام وینی” اسکار بهترین زن نقش مکمل را برنده شد. بسیاری از حاضران در مراسم تصور می‌کردند جک پالانس، هنرپیشه‌ای که نام تامی را به عنوان برنده اعلام کرد، نام را غلط خوانده است!

در همان دوره ونسا ردگریو، بازیگر درخشان بریتانیایی، نامزد اسکار بود اما از جایزه محروم ماند. البته او پیش از آن در سال ۱۹۷۷ به خاطر فیلم زیبای “جولیا” به کارگردانی فرد زینه‌مان برنده جایزه اسکار شده بود.

 منبع : دویچه وله

درباره نویسنده

پویان صدقی

پویان صدقی

نظر بدهید