سینمای ایران سینمای جهان

به احترام اصغر فرهادی و در ستایش آخرین فیلم او

image

به احترام اصغر فرهادی و در ستایش آخرین فیلمش:
همه ی دوست داران سینما منتظر اکران آخرین فیلم اصغر فرهادی هستند ، فیلمی که بر خلاف کار های گذشته او قبل از اکران عمومی در ایران مورد استقبال داوران و تماشاگران خارجی قرار گرفته بود، بیصبرانه منتظر صحنه های بودم که بخاطر آن شهاب سینمای ایران جایزه ارزشمند کن را دریافت کرده است ، فیلم نامه ای که نه تنها جایزه ی مهم فستیوال کن را گرفت بلکه ماحصل ان تمجید منتقدان و تماشاگران و تشویق های پی در پی آن ها تا دقایقی بعد از اتمام فیلم بود .کارنامه موفق اصغر فرهادی و اتفاقاتی که برای کار آخرش افتاد باعث شد که همه ی دوستداران سینما بیصبرانه منتظر دهمین روز از شهریورماه ١٣٩۵ باشند. امروز بالاخره رسید . خاموش شدن چراغ های سالن و شروع فیلم و سکوت لذت بخشی که در سالن حکم فرما میشود . برخلاف کار های قبلی کارگردان فروشنده با یک شوک شروع میشود و در ادامه آنچنان شمارو به ظاهر درگیر نمیکند ولی پس از دقایقی بااینکه فرهادی کمی ارام تر از قبل فیلم را به جلو میبرد ولی متوجه میشوید چنان درگیر فیلم شده اید که زمان معنا ندارد.فیلم از هر سر نخ به سادگی عبور میکند و این خود موجب نتیجه گیری هایی میشود ک پس از دقایقی متوجه اشتباه آن میشویم ، ولی فرهادی پازل خود را به درستی چیده ، شهاب از نظر تماشاگر کاراگاه خوبی نیست ولی در دقایق پایانی ، پنهان کاری هایش به نتیجه میرسد و صحنه هایی پر التهاب را به بیننده هدیه میکند.انتخاب بجای موسیقی ،با اینکه اندک بود ولی به قدری زنده و جاری بود که بیننده رو بیش از بیش تشویق به دیدن ان سکانس و همراهی با احساس کارگردان در ان لحظه میکند . اشک و لبخند و اظطراب که بیشک از هنرهای فرهادی است در فروشنده هم به بهترین شکل وجود دارد. بازی های خوب بازیگران مخصوصا بازی شهاب حسینی که به جد بهترین بازی اوست رو نمیشود نادیده گرفت. هرچقدر به اجزای فیلم نگاه کنیم بیشتر متوجه علت مورد تحسین قرار گرفتن این فیلم قرار میگیریم ولی فیلم نامه یه سر و گردن از همه ی جزئیات بالاتر قرار میگیرد ، واقعا فرهادی استاد ساخت ملودرام اجتماعی است . به جرات میتوان گفت محدودیت ساخت فیلم در ایران کمک شایانی به فرهادی میکند . ایجاد فضای ورود یک غریبه به خانه و وجود محدودیت برای ساخت و نمایش آن سکانس به شدت فیلم رو برجسته و بیننده رو همراه میکنه تا لحظه آخر.
بدون شک فروشنده بهترین کار فرهادیِ سینمای ماست.هرچقدر که فیلم به پایان نزدیک میشود لحظات پرتنش تر میشود ،درگیری های عماد و پیرمرد و صحبت های رعنا همه چیز رو برای فروش آماده میکند ولی دیالوگ های همسرِ پیرمرد همه چیز رو تغییر میدهد .
فیلم پر از ضد و نقیض و پارادوکس هایی است که در فیلم به خوبی جاری شده است.
سکانس پایانی اگر چه همچنان تم فرهادی را بهمراه دارد ولی این اولین اثر پایان باز فرهادی است که نتیجه ی آن آنچنان اهمیتی ندارد . پیرمرد به همسرش همه چیز را خواهد گفت اگر زنده بماند حال با بیننده است که چگونه در ذهن خود نتیجه گیری کند ،چون با اتفاقات و دیالوگ های رد و بدل شده با عماد و مشاهده وضعیتش توسط همسر و فرزند و داماد ، خود به خود او مرده محسوب میشود حداقل در دنیای خودش.

به احترام او باید ایستاد و خوشحال بود که در دوره ای زندگی میکنیم که او فیلم میسازد.

درباره نویسنده

علیرضا قاضی

نظر بدهید

۲ نظر

  • اتفاقا فروشنده ضعیفترین فیلم بین چهار فیلم اخیر فرهادیه.نه دو تا شخصیت اصلی خوب بازی میکنن نه فیلمنامه درسته…مخصوصا برای فرهادی که قبلا فیلمنامه هاش چفت وبست خیلی خوبی داشت توی این فیلمنامه اصلا نتونسته بود اتفاقات داستان رو درست بچینه…