جشنواره سی و پنجم فیلم فجر جشنواره فیلم فجر سینمای ایران

بوتیکِ داوودنژاد

فیلم سینمایی فِراری - علیرضا داودنژاد

سال ٧٩
سینما استقلال نوستالژیک
اولین فیلمی که از خانواده ی محترمِ داوود نژاد دیدم.
بچه های بد
خیلی خیلی بد ، اصلا دوست نداشتم ، بازی ها ، قصه ، ریتم و.. هیچکدوم به دلم نشست.
کات
سال ٨٩
جشنواره فجر
سینما فلسطینِ شلوغ
تمام فیلم های داوود نژاد را دیده ام.
دختری در قفس ، ملاقات با طوطی ، هوو و تیغ زن ، هیچ علاقه ای به سینمای داوودنژاد ندارم ، نگاهش را نمیفهمم و تنها دلیل ایستادنم در صف ، تعریف و تمجید عاشقان سینما در شب های قبل است.
فیلم را دیدم و از فیلم نامه و ریتم و بازی ها خوشم آمد. یک هیچ به نفع علیرضای سینمای ایران.
کات
سال ٩١
جشنواره فجر
پردیسِ سینمایی ملتِ دوست داشتنی ( البته در قدیم)
صف طولانی برای کلاس هنرپیشگی
بلیط بمن رسید و جادوی سینما شروع شد.نفهمیدم کی فیلم تمام شد ولی به احترام فیلم ایستادم و دقایقی تشویق کردم. فوق العاده بود ، منحصر به فرد بود ، شگفت زده شدم.
همه چیز در جای خودش بود. بازی ها دقیق و بی نقص ، روایت قصه در عین پیچیدگی و شلوغی میزانسن ها ساده و دوست داشتنی.
کات
سال ٩۴
پردیس سینمایی ملتِ آرام و باوقار
روغن مار استاندارد و در ستایش کامل سینما و سینما گران.فیلم در خدمت عوامل پشت صحنه. فیلم در حمایت نسبثل بزرگتر ما . فیلم نامه ی حساب شده و به معنای واقعی پخته.
کیف کردم
یک فیلم تمام و کمال تجربی تجربی و تجربی.
کات
فیلم های دوران نوجوانی را دوباره دیدم ، دوست نداشتم و هنوز هم بی کیفیت و بدون پایه و استاندارد های عادی سینما.
نمیدونم چه اتفاقی افتاد که داوودنژاد در روند فیلم سازی( شاید بهتر بگم نوع روایت قصه و رساندن دغدغه هایش به مخاطب) تغییری ایجاد کرد ، ولی بسیار خرسندم که تغییرات او بهترین فیلم های سینمای بدنه و تجربی را شامل می شود. خوشحالم که بهترین هارا هم در پرده ی جادویی سینما دیدم.
کات
سال٩۵
جشنواره فجر
پردیس ملتِ سرد و کسل کننده
باز هم داوودنژاد نترس و قوی و کامل. فیلم نامه ای بشدت قابل تحسین و بی عیب. چقدر خوب که در سردترین جشنواره فجر فراری اکران شد. حیف بود اگر پارسال فیلم به جشنواره می رسید. دغدغه های نسل من به سادگی و به بی آزار ترین شکل ممکن بر روی پرده سینما نقش بسته شد.مخاطب همراه فیلم در بالا و پایین های بازیگران همراه بود. فیلم ساز چنان ارتباط قوی با مخاطب برقرار کرده بود که همراه دختر جوان گریه میکردیم و در سرخوشی هایش لبخند میزدیم. مستند بود، گویی دوربین را برداشته و با یکی از هم نسل های ما ، پا به پا می آمد.
کارگردان نسل اول انقلاب کارش را بلد است ، شایسته ی احترام است. این هم برداشتِ درست از نسل جدید کار خیلی از روانشناس ها هم نیست ، خیلی دوس داشتم.
انقدر دوست داشتم که نمیخواهم ایراد بگیرم از طنابنده و فیلم برداری ، نقد ها بماند برای اکران.
داوود نژاد حالمان را خوب کرد.اصلا یادمان رفت سالن های پردیس ملت خالی است.

درباره نویسنده

علیرضا قاضی

نظر بدهید